(تحلیل و تدبر در سوره مکی طارق، صفحه ۵۹۱ قرآن کریم)
بخش اول: کلیات سوره و فضیلت تلاوت
سوره طارق جزو سورههای مکی است و محوریت اصلی بحث آن، معاد است. این سوره معاد را از زاویه جالبی بررسی و ثابت میکند که معاد هم روحانی است و هم جسمانی.
- فضیلت تلاوت: پیامبر (ص) فرمودند: هر کس آن را تلاوت کند، خدا به تعداد هر ستارهای که در آسمان وجود دارد، ده حسنه به او میبخشد.
- امام صادق (ع) فرمودند: هر کس در نماز فریضهاش، سوره والسماء و الطارق را تلاوت کند، در قیامت نزد خداوند مقام و منزلت عظیمی خواهد داشت و از دوستان پیامبران و یاران آنها در بهشت خواهد بود. (کسی که محتوای سوره را درک و عمل کند، مستحق این پاداش عظیم است).
بخش دوم: سوگند به طارق و محافظت از نفس (آیات ۱ تا ۴)
سوره با یک سوگند رمزآلود آغاز میشود:
- وَ السَّمَاءِ وَ الطَّارِقِ: قسم به آسمان (که خود یک راه یا طریق است) و قسم به طارق.
- طارق (طرق): ریشه آن به معنای راه و طریق است. طارق اسم فاعل به معنای «حرکتکننده در راه» یا «کوبنده در شب» است (چون کسی که شب وارد میشود، در را میکوبد).
- وَ مَا أَدْرَاكَ مَا الطَّارِقُ: و تو چه میدانی که طارق چیست؟
- النَّجْمُ الثَّاقِبُ:ستارهای است که شکافنده است.
- نجم: هر جرم نورانی آسمانی.
- ثاقب (ساقب): سوراخکننده، نافذ و شکافنده تاریکیها. (مانند شهاب ثاقب در سوره صافات که شیاطین را تعقیب میکند و از استراق سمع آنها جلوگیری میکند).
- پیام تدبری: قسم به ستاره شکافنده (نجم ثاقب) برای حراست از آسمان است. آسمان راهی است که امر الهی و رزق به زمین نازل میشود.
- إِن كُلُّ نَفْسٍ لَّمَّا عَلَيْهَا حَافِظٌ: نیست هیچ نفسی، مگر اینکه بر آن مسلماً یک نگهبان و مراقب وجود دارد.
- کارکرد حافظ: این حافظ هم در دنیا انسان را از حوادث و مهلکهها حفظ میکند، و هم (مهمتر از آن) در پروسه مرگ و معاد، محافظت از روح را بر عهده میگیرد؛ یعنی روح از بین نمیرود و مستحق پاداش و عقاب است.
بخش سوم: استدلال بر معاد جسمانی و روحانی (آیات ۵ تا ۱۰)
انسان ممکن است در دل خود معاد جسمانی را انکار کند، زیرا جسم پس از مرگ پوسیده میشود. خداوند با استدلالی قوی به این شبهه پاسخ میدهد:
- فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ مِمَّ خُلِقَ: پس باید انسان نگاه کند که از چه چیزی خلق شده است؟ (این “ف” نشاندهنده پاسخ به شبهه درونی انکار معاد است).
- خُلِقَ مِن مَّاءٍ دَافِقٍ: خلق شده از یک آب جهنده (توصیفی برای نطفه مرد که حالت جهش دارد).
- يَخْرُجُ مِن بَيْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرَائِبِ: خارج میشود از بین صُلْب (استخوانهای سخت و پشت، اشاره به مرد) و تَرائِب (استخوانهای نرم و حلقوی، اشاره به سینه و قسمت جلوی بدن). (نطفه مرد از بین این دو قسمت خارج میشود).
- إِنَّهُ عَلَى رَجْعِهِ لَقَادِرٌ: قطعاً او (خدا) بر بازگرداندن آن (انسان) قادر است. (کسی که توانسته انسان را از یک نطفه بیارزش و مکانی خاص بیافریند، قطعاً توانایی برگرداندن جسم پوسیده را دارد).
- يَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ: (روزی که این بازگشت اتفاق میافتد،) روزی که سیرتها (اسرار پنهان) آشکار میشود.
- سَرائِر: اسرار نهان و اعمالی (مثل نماز، روزه، وضو) که انسان میتوانسته مخفی کند یا دروغ بگوید که انجام داده است. آن روز حقیقت همه این اعمال پنهان آشکار میشود.
- میل به جاودانگی: میل به جاودانگی (معاد) در وجود همه هست، اما کسانی آن را انکار میکنند تا سرائر و اعمال پنهانشان آشکار نشود.
- فَمَا لَهُ مِن قُوَّةٍ وَ لَا نَاصِرٍ: پس در آن روز، برای هیچکس نه نیروی درونی (قوه) و نه نیروی بیرونی (ناصر) وجود ندارد. (باید به جای فکر کردن به قدرت خدا در معاد، به اعمال خود فکر کرد).
بخش چهارم: تکرار سوگند و نتیجه نهایی (آیات ۱۱ تا ۱۷)
خداوند با تکرار قسمها، بر حقیقت معاد و قدرت خود تأکید کرده و نقشه دشمنان را آشکار میکند:
- وَ السَّمَاءِ ذَاتِ الرَّجْعِ: قسم به آسمانی که صاحب بازگرداندن (بارش، هر آنچه به بالا فرستاده شود را برمیگرداند) است.
- وَ الْأَرْضِ ذَاتِ الصَّدْعِ: و قسم به زمین که صاحب شکافتن (رویش، هر آنچه در دلش پنهان شود را خارج میکند) است.
- تناسب با معاد: روح به آسمان رفته و جسم در دل زمین است. روزی روح (با رجع آسمان) و جسم (با صدع زمین) دوباره با هم ترکیب شده و معاد جسمانی و روحانی تحقق مییابد.
- إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ: قطعاً آن (معاد و تمام مطالب گفته شده) سخنی جداکننده (فصل) میان حق و باطل است.
- وَ مَا هُوَ بِالْهَزْلِ: و آن شوخی نیست و خدا کاملاً جدی صحبت میکند. (اشاره به سخن پیامبر (ص): “هو الفصل لیس بالهزل”).
نقشه کافران و مهلت الهی
- إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْدًا: قطعاً آنها پیوسته نقشه (کید) میکشند و حیله میکنند (برای زیر سؤال بردن معاد).
- وَ أَكِيدُ كَيْدًا: و من هم در برابر آنها چاره (کید) میکنم و نقشههایشان را نقش بر آب میکنم. (خداوند کید کافرها را خنثی و مؤمنان را هدایت میکند – وَ الَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا).
- فَمَهِّلِ الْكَافِرِينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْدًا: پس ای پیامبر، مهلت بده به کافران، به آنها اندکی مهلت بده.
- نقشه خداوند: این مهلت دادن (امحال) آنها را جسور میکند تا آگاهانه و با لذت خطا کنند، در نتیجه بیش از پیش مستحق عذاب الهی شوند (استدراج).
- رُوَیْدًا: مهلت کوتاه است، چون ته این مهلت، آخر عمرشان خواهد بود در مقابل عمر جاودانه آخرت.
خلاصه و نتیجهگیری:
سوره طارق با استدلال قوی بر معاد جسمانی و روحانی، به انسان هشدار میدهد که نه تنها روح تحت حفاظت است، بلکه بازگرداندن جسم برای خدا آسان است. باید به جای انکار، به سرائر و اعمال خود فکر کند که در آن روز هیچ قوه و ناصری نخواهد داشت. در برابر نیرنگ دشمنان، خداوند با مهلت دادن به آنها پاسخ میدهد تا در کید خود غرق شوند و مؤمنان نیز با سعه صدر، اتمام حجت را انجام دهند.