تدبری در بخش سوم سوره مبارکه مجادله؛ کالبدشکافی جریان نفوذ و بسترها

سوره مبارکه مجادله از سوره‌های مدنی قرآن کریم است که در صفحه ۵۴۴ آن (بخش پایانی سوره)، قواعد شگرفی پیرامون تقابل جریان نفوذ و نفاق با حاکمیت اسلامی تبیین شده است. این آیات به بررسی رفتار افرادی می‌پردازد که به ظاهر ادعای ایمان دارند، اما در لایه‌های زیرین جامعه با دستورات الهی خط‌کشی و مخالفت می‌کنند.

در این مقاله، بر اساس متن مبنا، راهکارهای سه‌گانه قرآن برای خلع سلاح این جریان، بازخوانی حکم تاریخی صدقه پیش از نجوا، و در نهایت تبیین شاخصه‌های «حزب الشیطان» را مورد واکاوی قرار می‌دهیم.

۱. تبارشناسی جریان «مُحادّه» (مخالفان پنهان احکام الهی)

در یک جامعه و حکومت اسلامی، وقتی فرامینی از سوی خدا و رسول صادر می‌شود، گروهی از مردم به دلیل سنگین بودن حکم یا عدم تطابق آن با رسوم و منافعشان، شروع به مخالفت می‌کنند. این عده که قرآن آن‌ها را «محادّه کنندگان» (کسانی که در برابر خدا و رسول حد و مرز می‌گذارند و مخالفت می‌کنند) می‌نامد، به دلیل حفظ جاه، مقام یا نداشتن توان مقابله علنی، دست به مبارزه زیرپوستی و پنهان می‌زنند.

هدف اصلی این جریان، نفوذ تدریجی، مشوش کردن اذهان عمومی و شوراندن مردم عادی علیه احکام الهی است تا از اجرای حدود خدا جلوگیری کنند. ابزار اصلی آن‌ها در گام‌های نخست، تشکیلات خصوصی و «نجوا» (درگوشی حرف زدن‌های سیاسی و توطئه‌آمیز) است.

۲. گام‌های سه‌گانه قرآن برای خلع سلاح مصلحانِ دروغین

قرآن کریم برای مقابله با این تحرکات زیرپوستی، سه دستور متوالی با خطاب «یا ایها الذین آمنوا» صادر می‌کند:

  • گام اول؛ بایکوت شبکه‌ای (عدم ورود به فضای آن‌ها): مؤمنان نباید وارد شبکه‌ها، جلسات خصوصی، رسانه‌ها و فضاهای نجوانویسی این جریان شوند (إِذَا تَنَاجَيْتُمْ فَلَا تَتَنَاجَوْا بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَمَعْصِيَتِ الرَّسُولِ). ورود افراد عامه به این فضاها مایه جذب تدریجی و انحراف افکار عمومی می‌شود.
  • گام دوم؛ توسعه فضای تبیین و تمکین به نظارت حاکمیت: اگر مجالس، رسانه‌ها یا کتاب‌هایی قرار است به بستر عمومی بیایند، باید فضای تبیین‌گری فراهم شود تا باطل جولان ندهد (إِذَا قِيلَ لَكُمْ تَفَسَّحُوا فِي الْمَجَالِسِ). از سوی دیگر، اگر حاکمیت اسلامی بر اساس ضرورت و نظارت، تصمیم به برچیدن یا تعطیلی یک پیج، رسانه یا تشکل گرفت، مؤمنان نباید مقاومت به خرج داده و بیانیه و تظاهرات راه بیندازند، بلکه باید تمکین کنند.
  • گام سوم؛ وضع مالیات بر نجوا (آیه ۱۲):«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً...»

اسرار تربیت‌محور حکم صدقه پیش از نجوا

پیش از این، افراد متمول و متمکن مرتباً وقت پیامبر را با نجوای خصوصی می‌گرفتند که این امر مایه نگرانی و کینه در دل مستضعفان می‌شد (با این توهم که شاید امتیازی ویژه برای اغنیا در نظر گرفته شود). خداوند برای محک زدن اهمیت سخنان این افراد و همچنین فقر‌زدایی، قانون گذاشت که هر کس می‌خواهد با رسول خدا نجوای خصوصی داشته باشد، باید پیش از آن صدقه‌ای به مستمندان بپردازد.

مبلغ این صدقه معین نشد، اما با توجه به آیه بعد که جایگزین آن را زکات (یک‌دهم مال) معرفی می‌کند، مشخص می‌شود که مبلغ قابل توجهی بوده است. با این قانون، متمولان که جانشان به مالشان بسته بود، دیگر برای حرف‌های بی‌ارزش وقت حاکم اسلامی را نگرفتند و در گوشی حرف زدن به طور کامل تعطیل شد. تنها کسی که به این آیه بارها عمل کرد و با پرداخت صدقه با پیامبر نجوا نمود، حضرت علی (ع) بود. این حکم ثابت کرد که سخنان دیگران آن‌قدر ارزش و فوریت نداشته که حاضر باشند برایش دوزار خرج کنند.

ویژگی قوانین اسلام: این حکم بن‌بست نداشت؛ قرآن می‌فرماید اگر نیازمند بودید و چیزی برای صدقه نداشتید، تکلیفی نبود و خدا غفور و رحیم است (فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ) تا فقرا احساس حقارت نکنند. این انفاق برکات عجیبی داشت: «ذَٰلِكَ خَيْرٌ لَكُمْ وَأَطْهَرُ»؛ خیر بود چون مال متمکنان را رشد می‌داد و به فقرا کمک می‌کرد، و اطهر (پاک‌کننده‌تر) بود چون قلب اغنیا را از حب مال و دل فقرا را از کینه نجوای سرمایه‌داران پاک می‌کرد.

۳. آزمون اشفاق و موقتی بودن نسخ حکم (آیه ۱۳)

پس از آنکه سره از ناسره مشخص شد و پای مشاوران دروغین قطع گردید، آیه ۱۳ نازل شد:

«أَأَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَاتٍ ۚ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَتَابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ...»

خداوند می‌فرماید: آیا ترسیدید که پیش از نجوایتان صدقه بدهید و فقیر شوید؟ حال که این کار را نکردید و به تقصیر خود پی بردید، خدا شما را بخشید؛ پس حداقل واجبات روتین خود (نماز و زکات و اطاعت عمومی) را انجام دهید. این آیه حکم صدقه را منسوخ (تعطیل) کرد، اما این نسخ به معنای ابطال همیشگی نیست. در حقیقت، این یک تاکتیک حکومتی پویا است؛ هر زمان در تاریخ حکومت اسلامی، متمولان و نفوذی‌ها خواستند به اسم «مشاوره»، اطلاعات غلط به ذهن حاکم تزریق کنند و تصمیمات او را به نفع خود تغییر دهند، حاکم اسلامی می‌تواند این حکم را دوباره به روز رسانی کرده و برای ملاقات‌های خصوصی هزینه‌های سنگین (مانند نصف مال) قرار دهد تا لایه‌های نفوذ خود به خود متفرق شوند.

۴. تولی با «قَوْمٌ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ»؛ شاخصه ستون پنجم

در ادامه، قرآن کریم از لایه سخت‌تری از نفاق پرده برمی‌دارد: کسانی که در جامعه اسلامی زندگی می‌کنند اما ولایت و سرپرستی قومی را پذیرفته‌اند که مورد غضب خداست (أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّه عَلَيْهِمْ).

  • قوم غضب‌شده کیست؟ کسانی که از روی نفهمی گمراه شده‌اند «ضالّین» هستند، اما «مغضوبین» کسانی‌اند که آگاهانه و به خاطر کام‌جویی بیشتر از دنیا، در برابر حق می‌ایستند و دستشان به خون مظلومان آلوده است (مانند صهیونیسم و دولت قلدری چون آمریکا که به تمام جهان دست‌اندازی می‌کند).
  • وضعیت ستون پنجم: قرآن درباره نفوذی‌هایی که با این دولتهای مستکبر طرح دوستی می‌ریزند می‌فرماید: «مَا هُمْ مِنْكُمْ وَلَا مِنْهُمْ»؛ این‌ها نه از شما مؤمنان هستند و نه از آن‌ها. از شما نیستند چون در باورتان شریک نیستند و شما به آن‌ها محل نمی‌دهید؛ از آن‌ها هم نیستند چون مستکبران این عوامل نفوذی را آدم حساب نمی‌کنند و صرفاً به چشم یک «گاو شیرده» (مانند تعبیری که آمریکایی‌ها برای آل سعود به کار بردند) به آن‌ها نگاه می‌کنند.

ابزار نفاق؛ سوگند به مثابه سپر (اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً)

این افراد برای اثبات وفاداری دروغین خود به جامعه اسلامی، مدام به مقدسات سوگند یاد می‌کنند (وَيَحْلِفُونَ عَلَى الْكَذِبِ وَهُمْ يَعْلَمُونَ). آن‌ها ظواهر شریعت و نماز و روزه را سپر (جُنّة) قرار می‌دهند، اما در عمل «فَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ» (راه خدا را می‌بندند).

نماد راه خدا را بستن در جامعه امروز: امروزه جریانی به ظاهر مذهبی یا روشنفکر، در برابر احکام صریح قرآن مانند «قصاص» یا «حد سرقت» جبهه می‌گیرند. مثلاً وقتی قاتلی که جنایتی ناجوانمردانه کرده قرار است قصاص شود، از او یک چهره مظلوم و پاک می‌سازند تا حکم خدا اجرا نشود یا کمرنگ گردد. این همان بستن راه خدا با تکیه بر قدرت ثروت (اموالهم) و تشکیلات انسانی (اولادهم) است.

۵. تجلی نفاق در صحنه قیامت و ریشه اصلی فروافتادن (حزب الشیطان)

عجایب روحی منافقان این است که نفاق در وجودشان ملکه شده و حتی در قیامت نیز دست از آن برنمی‌دارند: «يَوْمَ يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ جَمِيعًا فَيَحْلِفُونَ لَهُ كَمَا يَحْلِفُونَ لَكُمْ»؛ آن‌ها در پیشگاه خدا هم همان‌گونه مضارع و مستمر قسم دروغ می‌خورند و فکر می‌کنند کلکشان می‌گیرد و بر حق هستند (وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ عَلَىٰ شَيْءٍ).

ریشه این سقوط چیست؟

«اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطَانُ فَأَنْسَاهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ ۚ أُولَٰئِكَ حِزْبُ الشَّيْطَانِ...»

«استحواذ» از لگام زدن و مسلط شدن بر پشت شتر می‌آید. شیطان بر این جریان مسلط شده، به آن‌ها لگام زده و یاد خدا را از ذهنشان برده است. آن‌ها یک گروه درهم‌برهم نیستند، بلکه «حزب الشیطان» یعنی یک جریان سازمان‌یافته، تشکیلاتی و تکیه‌زده بر ثروت و قدرتند که خروجی کارشان زیان‌کاری مطلق (هُمُ الْخَاسِرُونَ) است.

همان‌طور که امیرالمؤمنین علی (ع) در خطبه‌های خود فرموده‌اند، فتنه با مخلوط کردن حق و باطل آغاز می‌شود؛ شیطان ابتدا آرای باطل و بدعت‌ها را با پوشش حق به خورد مردم می‌دهد و وقتی افراد آن را پذیرفتند، بر آن‌ها چیره می‌شود.

نتیجه‌گیری و جدول تدبری پایانی

فرجام تمام کسانی که با احکام خدا مخالفت می‌کنند و برای خدا حد و مرز تعیین می‌کنند (مانند مخالفت اولیه شیطان با حکم سجده)، ذلت و خواری ابدی است: «إِنَّ الَّذِينَ يُحَادُّونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَٰئِكَ فِي الْأَذَلِّينَ». در مقابل، قانون لایتغیر هستی پیروزی جبهه حق است: «كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِي ۚ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ».

آیهقاعده تدبری و پیام سیاسی – اجتماعی سوره مجادله (بخش سوم)
۱۲-۱۳مهندسی مالیات بر نجوا: حاکمیت اسلامی می‌تواند برای خلع سلاح مشاوران نفوذی و متمول، موانع مالی سنگین وضع کند تا حرف‌های بی‌ارزش مایه اتلاف وقت جامعه نشود.
۱۴-۱۵مرزبانی از جبهه خودی: تولی و دوستی با ابرقدرت‌های مغضوب تاریخ (ستون پنجم بودن)، انسان را از دایره جامعه ایمانی خارج کرده و به گاو شیرده مستکبران تبدیل می‌کند.
۱۶-۱۷دین، انزواطلبی نیست: مذهب علیه مذهب (سپر کردن سوگند و ظواهر برای تعطیلی حدود خدا مانند قصاص) عذاب خوارکننده‌ای دارد. مال و فرزند در برابر اراده خدا بی‌اثر است.
۱۸-۱۹ملکه شدن دروغ و تشکیلات شیطان: دروغگویی اگر ملکه شود تا قیامت ادامه دارد. حزب شیطان جریانی سازمان‌یافته است که با فراموشی یاد خدا، کارش به انسداد راه خدا ختم می‌شود.
۲۰-۲۱سنت قطعی غلبه: مخالفت با حتی یک حکم خدا (مانند تفکر شیطانیِ “من بهتر از خدا می‌فهمم”) مایه ذلت است. پیروزی نهایی از آنِ خدا و فرستادگان اوست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *